صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
| امشب دلتنگترینم.................... | ||
|
امروز از اون روزایی بود که تا اولای شب خوشحال و قبراق بودم ولی آخرای این شب جزوی از بدترین روزای من شد نمی دونم چرا هرچقدر تلاش میکنم که شاد بشم ولی نمی تونم امروز از اون روزایی بود که میتونستم اسمش رو جزوی از بهترین روزای زندگی خودم بزارم ولی افسوس صد افسوس که در ساعات آخر ین به لیست بدترین روزای عمرم اضافه کردم. خیلی سخته مثل این میمونه که آدم در لحظه ی ۹۰ ببازه فکر میکنین چه احساسی به آدم دست میده ........................ اه که دلم از این زندگی پره........................ کاش امروز روز آخر زندگیم بود..... برام آرزوی مرگ بکنین.................
|
||
|
2
نوشته شده توسط حامد در ساعت 11:44 بعد از ظهر
|
|
||
| تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرس!!!!!! | ||
|
این اولین باری هست که آپ کردن وبلاگ چند روزی به تاخیر افتاده واي از اين شكوه هاي بي انتهاي ما آدمها ! چرا دنيا اينقدر به چشم ما سياه شده است ؟ مي دانم ريشه همه اين دردها در ترس است ! ترس از دوست داشتن ... ترس از دوست داشته شدن .... ترس از انتهاي راه كه بي اعتبار شويم ...! اما همه در بطن انديشه هاي خود آگاهند كه تا خطر نكنيم خود را نخواهيم شناخت ... راستي تا به حال فكر كرده اي كه دوست داشته شدن بسي سخت تر از دوست داشتن است؟ براي خواهان يك دل زيبا شدن بايد زيبا باشي ... زيبايي كه دست خود آدم نيست ! لابد اين از مغزت خواهد گذشت ... اما از من كه بپرسي مي گويم هر آدمي يكي از اجزاي صورتش زيباست ... براي دوست داشته شدن از آن مهمتر بايد بخشنده باشي ... قدرت بخشيدن يك لبخند ، يك اعجاز در زندگي تو به پا خواهد كرد ... حال با خود بينديش آيا توان بخشيدن يك نگاه مستقيم ... يك تبسم شيرين را به آنكه دوستش داشته اي داشته اي ؟! خوب بينديش |
||
|
2
نوشته شده توسط حامد در ساعت 6:33 بعد از ظهر
|
|
||
| این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست | ||
|
ای کاش یه کمی ما هم ایثار داشتیم... ای کاش حداقل هر از گاهی دیگری را به خودمون ترجیح می دادیم و چه خوب و زیبا بود وقتی که میتونستیم به خاطر ایمانمون بخاطر برادر و خواهرانمون اون چیزی که دلمون میخواد ، ازش دست بکشیم ... شاید باشند کسانیکه این مشخصات رو دارا باشند ولی نیست کسی که مثل حسین بن علی باشد... که همه ی زندگیش را فدای اسلام بکند.......چند قرن پیش در روزی مثل همین روز کودکی چشم به جهان گشود که اسوه ی بر حق ایثارگری بود ، آره امروز روز ولادت سالار شهیدان ، حسین بن علی هست این روز بزرگ را به همه ی دوستداران آن امام شهید تبریک و تهنیت عرض می کنم. |
||
|
2
نوشته شده توسط حامد در ساعت 2:48 بعد از ظهر
|
|
||
| عشق | ||
|
عشق را فرياد بزن...عشق معجزه ماست... در يك دفتر قديمي .... در تكرار يك داستان... بر پله هاي سنگي سر نوشت كدام سال....كدام فصل ؟ كدام روز....كدام شنبه ؟ كدامين فرياد ما را به بودن دعوت كرد؟ هر دو در بهار...هر دو در يك روز.. متولد شديم... و يك نام...ما را به ثبت كشيد همبازي سر نوشت...در دستان تقدير در كوچه هاي زندگي مي دويم....و فرياد ميكشيم .....عشق.....عشق معجزه ماست... |
||
|
2
نوشته شده توسط حامد در ساعت 0:25 قبل از ظهر
|
|
||
| نگاهم کن | ||
|
نگاه ام کن به اندازه ی گل های قالی کمتر از سنگفرش های پياده روی ظفر لا اقل به اندازه ی کفش هات صدای ام کن صدای ام کن بگذار که نت ها نواخته شوند از جايی حوالی جناغ سينه ات بگذار که بيايد بيرون چيزی که آن جاهاست:ابر شود ابری شوم نت ها بکوبند بارانی شود نت ها بزنند من گم شوم گور شوم پيدا که شوم تو آبستن باشی بچه هايی بياوری با پوست بلوطی رنگ که از پستان های تو نور بمکند و گريه که می کنند به زبان ابرها باشد که جيغ شان آسمان را پاره کند و مرده ها بيدار شوند از ضرب آهنگ قدم هاشان صدای ام کن و من اين گونه آرام ول می شوم ميان گل های قالی سنگفرش و عاج کفش هات |
||
|
2
نوشته شده توسط حامد در ساعت 5:5 بعد از ظهر
|
|
||